محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

884

مخزن الأدوية ( ط . ج )

قاموزدرعنى : صمغ خطمى است . قاموزدرنيا : به سريانى و به يونانى صمغ زيتون است . قاموردشيعا : به سريانى و به رومى فربيون است . قاموزدگرزا به سريانى ساداوران است . قامودولوزا : به سريانى و به يونانى صمغ درخت بادام است . قان : گفته‌اند كه به تركى دم است . قانانيس : شهدانج است . قاناقس : كاشم رومى است . قانش قبطى : به يونانى باقلى قبطى است . قانة الطير : قانصه است . قانفامن : به يونانى سندروس است . قانفامون : به يونانى صمغ كريه الرايحه است كه مىآرند از بلاد عرب و گفته‌اند كه سندروس است . قاساريدس و قساريداس و قثيناريدوس : به يونانى ذراريح است . قانقراطمون : لفظ يونانيست و گفته‌اند كه نباتيست مانند عنصل و بدل آن استعمال مىنمايند . قانبوس : به يونانى به معنى دخانيست كه آن را شاهترج فرفيرى نامند . قانيون : به يونانى شاهترج است . قادون : به تركى بطيخ است . فصل القاف مع الباء الموحده قباب : به كسر اول به عربى نوعى از سمك است . قبار و قبارس و قباريس : به سريانى و به يونانى و به رومى به معنى كبر است . قباع : به ضم اول قنفذ را نامند . قباق : به تركى اسم قرع است . قباء و قباة : به عربى نام گياهى است كه شتران مىخورند و به فارسى گياه چراى شتران نامند . قباح : به عربى اسم دب است كه به فارسى خرس نامند . قباط و قبيط و قبيطى : هر سه به ضم قاف و تشديد با قبيطه و قبطى اسم حلواى معروف است كه ناطف نامند معرب كبيده و كبيته . قبر و قبره : قنبره است . قباع : اسم عربى خنزير صحرايى است . قبر : اسم عربى انگور طولانى جيد الزبيب است و به تشديد با اسم چكاوك . قبرس : به ضم اول و سكون ثانى و ضم راء در اصل اسم جزيره عظيمى است در روم كه معدن نحاس است و نحاس آن بسيار خوب است و لهذا آن را نحاس قبرسى نامند منسوب بدانجا مانند آنكه قلع اسم معدنيست كه از آن رصاص جيد به عمل مىآيد لهذا رصاص جيد را قلعى مىنامند . قبع : قنفذ را نامند . قبغ : اسم خنزير جبلى است . قبعه : اسم طايريست كوچكتر از عصفور . قبعرور : به عربى تمر ردى را نامند . قبفات : صدف بحرى را نامند . قبل : به عربى تيس جبلى است . قبور : به عربى اسم نخل سريعة الحمل است . قبيراء : قنبره است . قبيس : به عربى فجل ( فحل ) را نامند . فصل القاف مع التاء المثناة الفوقانيه قتب : به كسر اول و سكون ثانى جمع آقتاب است به معنى امعاء است . قتام و قتان : به عربى غبار را نامند . قت : به عربى اسفست را گويند يا خشك آن را . قترس : گويند اسم بهترين نحاس است . قترغه : اسم تركى كلاغ است كه به عربى غراب نامند . قتع و قتعه : به عربى اسم كرم سرخى است كه چوب را مىخورد و مطلق كرم چوب را نيز نامند . قتق : به تركى اسم ماست است و مطلق نان خورش را نيز نامند كه به عربى ادام گويند . قتن : ماهى است عريض به قدر يك كف دست . قتنا : به سريانى اسم قصب است . قتناديسما : به سريانى اسم قصب الذريره است . فصل القاف مع الثاء المثلثه قثام : اسم عربى ضبع انثى است . قثاء الحيه : زراوند طويل را نامند و گفته‌اند اسم حنظل صغير است . قثاء الصغار : به عربى اسم شعارير است . قثاء الكبر : به عربى سفلج است كه به فارسى خيار كبر نامند و آن ثمر درخت كبر است . قثاء النعام : حنظل است كه به فارسى خيار كرك و به هندى اندراين نامند . قثاء هندى : خيارشنبر است و گفته‌اند اسم ثمرى است كه به هندى تورئى نامند . قثم : اسم ضيغان است .